top of page

هوش هیجانی در روزگار خشکسالی و ورشکستگی آبی

نیک آهنگ کوثر

طرح: اسد بیناخواهی
طرح: اسد بیناخواهی

اگر هوش هیجانی (Emotional Intelligence یا EI) را توانایی درک، مدیریت و بیان احساسات خود و دیگران بدانیم، آنگاه شاید بتوان بحران فعلی آب، محیط‌زیست و اقتصادِ وابسته به منابع آبی، غذایی و انرژی را از منظری متفاوت و عمیق‌تر تحلیل کرد. با توجه به آنکه هوش هیجانی به‌طور علمی موجب تقویت ارتباطات انسانی، همکاری‌های اثربخش و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر می‌شود، می‌توان امیدوار بود که با بهره‌گیری از آن، مسیر مؤثرتری برای مقابله با چالش‌های جدی مانند خشکسالی و ورشکستگی آبی در ایران فراهم شود.

اگر بتوان با درک دقیق از این مولفه‌ها، وضعیت آب در ایران را بررسی کرد، امکان افزایش آگاهی عمومی و همدلی نیز فراهم خواهد شد. درک بهتر احساسات جامعه می‌تواند به مدیران و فعالان کمک کند که امید و ترس مردمان متاثر از خشکسالی را بهتر درک کنند. اگر مدیران از بطن جامعه باشند، می‌توانند روایت‌هایی قابل درک ارائه کنند که با فرکانس بخش‌های مختلف جامعه هم‌خوان باشد. شنیدن روایت‌هایی قابل فهم به مردم کمک می‌کند که ضمن شناخت بهتر مشکل، با حساسیت و علاقه بیشتر کار را دنبال کنند. اگر کسانی دل‌نگران مساله و حل مشکل شوند، مشارکت عمومی خواه‌ناخواه بالاتر خواهد رفت.

  • مدیرانی که هوش هیجانی دارند، می‌توانند با درک مشکلات و اختلافات، تشنج را به سمت تفاهم تغییرن جهت دهند. کاهش تنش به تقویت اعتماد عمومی، و همکاری و مشارکت منتهی خواهد شد.

  • روزنامه‌نگاران و فعالان برخوردار از هوش هیجانی، با شفاف‌سازی، فضای بهتری برای ذینفعان فراهم می‌کنند. هر چه مشارکت ذینفعان متناسب با واقعیت‌ها و برنامه‌های جامع بهبود یابد، امکان حل مشکلات بیش از پیش فراهم خواهد شد.

  • اگر بتوان با استفاده از هوش هیجانی، پیام‌های آموزشی و ترویجی را به‌شکلی طراحی و ارائه کرد که اعضای جامعه در سنین مختلف را به تغییر رفتار مسوولانه تشویق کند، بسیاری از مردم به سمت همکاری جمعی حرکت خواهند کرد و حضور کودکان مسوولیت‌پذیر در روزگار امروز، تضمین کننده مشارکت قوی و مدیریت بهینه در ایران فردا خواهد بود.

  • اگر مدیران و رهبران، هوش هیجانی بالایی داشته باشند، تصمیم‌گیری‌ها متناسب با نیاز جامعه در زمانه حال و آینده خواهد بود و این رهبران می‌توانند به مردم راه و چاه را بهتر نشان دهند.


هوش هیجانی و عدم تمرکز در مدیریت آب: اگر مدیریت نامتمرکز آب—یعنی سپردن تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی منابع آب به مدیران و جوامع محلی—راهکار موفق‌تری برای مقابله با شرایط بحرانی آب باشد، باید به گونه‌ای عمل کرد که بیشترین اثربخشی را هم داشته باشد، و برای این منظور، نیاز به مدیران محلی و منطقه‌ای‌ای داریم که از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند. مدیریت نامتمرکز در ذات خود به هوش هیجانی نیاز دارد و می‌تواند در در نبود ساختارهای رسمی مرکزی، با داشتن توانایی درک و مدیریت احساسات مردمان مناطق مختلف، کلید حل منازعات محلی باشد. از این منظر، مدیرانی که هوش هیجانی دارند، به خوبی احساسات مردم منطقه را درک می‌کنند و از مشکلات و نگرانی‌های آن‌ها آگاه هستند. و همچنین می‌توانند به جای تصمیم‌گیری‌های از بالا به پایین، فرآیندهای مشارکتی و همدلانه پایین به بالا را ایجاد کنند. همان‌طور که پیشتر گفته شد، چنی مدیرانی می‌توانند باعث ایجاد اعتماد و تعامل سازنده میان مصرف کنندگان و ذینفعان از جمله کشاورزان، صنعت‌گران، و جوامع شهری و روستایی می‌شوند و مذاکرات منطقه‌ای میان گروه‌های صنفی و اجتماعی را با درک بیشتری مدیریت کنند تا از افزایش تعارض و نارضایتی عمومی هم خودداری شود. مدیریت ناتمرکز دارای هوش هیجانی که پاسخگو و شفاف هم هست، در صورتی موفق خواهد بود که بتواند با تصمیم‌گیری‌های مناسب، شفاف‌تر و سریع، نیازهای مردم مناطق را تامین کند. حل مشکلات آبی ایران بدون همدلی و همکاری غیرممکن است. شاید بتوان با کمک دیدگاه‌هایی که هوش هیجانی را در جامعه و مدیریت ارتقا می‌دهد، کار را به سمتی منطقی سوق داد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که همدلی (Empathy) نقش مهمی در تقویت رفتارهای حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی دارد. اما سوال بزرگ اینجا است که آیا می‌توان همدلی را آموزش داد؟ برای آموزش مؤثرِ همدلی با طبیعت، می‌توان از روش‌های زیر استفاده کرد:

  • کسب تجربه مستقیم در طبیعت: برنامه‌هایی که افراد را به طبیعت می‌برند باعث می‌شوند افراد از نزدیک ارزش‌های زیستی و زیبایی‌های طبیعی را درک کنند و با طبیعت رابطه احساسی برقرار کنند.

  • استفاده از روایت‌ها و داستان‌های ملموس درباره طبیعت: اشاره به تجربه‌ها و چالش‌های محیط زیستی، به مخاطبان امکان می‌دهد که خود را در موقعیت مردمانی تصور کنند که از فعالیت‌های ضد محیط زیست آسیب می‌بینند. این مساله همدلی را تقویت می‌کند.

  • مشارکت در در فعالیت‌های گروهی مانند درختکاری، پاکسازی طبیعت، فعالیت‌های داوطلبانه برای حفظ محیط زیست و همکاری در پروژه‌های محلی، حس همدلی و مسوولیت‌پذیری را به طور عملی در آنان افزایش می‌دهد.


Comments


Recent Posts
Archive
Search By Tags
Follow Us
  • Facebook Basic Square
  • Twitter Basic Square
  • Google+ Basic Square

© Abangan آبانگان با فن‌آوری ویکس ساخته شده است

bottom of page