دوران گذار و آنچه میتوان از قانون مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کالیفرنیا آموخت
نیک آهنگ کوثر

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که سیستم مدیریت متمرکز منابع آب در ایران شکست خورده است و باید به سمت روشهای غیرمتمرکز و محلی رفت. در حال حاضر، بیشتر توجه مدیران آب در ایران به رودخانهها و منابع سطحی است، اما با توجه به افزایش گرما و تبخیر زیاد آب، باید تمرکز اصلی بر آبهای زیرزمینی باشد، چون این منابع پنهان و حساس، آخرین امید ما در بسیاری از مناطق خشک هستند. متأسفانه، مدیریت دولتی و متمرکز منابع آب زیرزمینی در ایران در طول سالها باعث شده سطح سفرهها بهشدت پایین برود و فرونشست زمین و نابودی کشاورزی هشدارهای جدی به ما بدهد.
در این میان، قانون مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کالیفرنیا (SGMA) یکی از مهمترین اصلاحاتی است که برای حل بحران مشابه در آمریکا انجام شده. این قانون زمانی تصویب شد که برداشت بیرویه از چاهها در کالیفرنیا باعث شد منابع زیرزمینی در خطر نابودی قرار بگیرند. تجربه این کشور میتواند برای ایران هم مفید باشد، چون ما هم با مشکلاتی مثل خشک شدن سفرههای زیرزمینی، فرونشست زمین، نابودی زمینهای کشاورزی، و پیشروی بیابان روبهرو هستیم.
اگر در دوران گذار پس از تغییر نظام سیاسی، بتوانیم قوانینی تدوین کنیم که جلوی آسیب بیشتر به آبخوانها را بگیرد، و این قوانین نهتنها از سوی دولت، بلکه با مشارکت مردم اجرا شوند، امید بیشتری برای نجات ایران از بحران آب وجود دارد. البته این کار بدون حمایت از کشاورزان ممکن نیست. کشاورزانی که با تغییر الگوهای آبیاری یا تعطیلی چاههای خود مواجه میشوند، نیاز به کمکهای مالی و فنی دارند. بنابراین، در کنار اصلاح قوانین، باید به فکر حمایتهای واقعی و موثر از کشاورزان هم بود، تا اجرای این قوانین در عمل ممکن شود.
از ساختار متمرکز تا غیر متمرکز
در یک ساختار غیرمتمرکز، میتوان در هر حوضه آبریز، شوراهای محلی تشکیل داد که اعضای آن از بین کشاورزان، کارشناسان آب زیرزمینی، و نمایندگان مردمی انتخاب میشوند. این شوراها باید قوانینی وضع کنند که شاید بعضی از مقامهای دولتی از آن خوششان نیاید، ولی اولویت اصلی باید خواستهها و نیازهای مردم باشد. برای اینکه تصمیمها به نفع محیط زیست و مردم باشد، لازم است ارزیابی اثرات محیط زیستی نیز با توافق عمومی همراه باشد.
با این حال، اگر اطلاعات دقیقی از مقدار نیاز و مصرف آب زیرزمینی، میزان تغذیهی سفرههای آب، و دیگر عوامل نداشته باشیم، برنامهریزی درست امکانپذیر نخواهد بود. گرچه فقط داشتن عدد و رقم موفقیت را تضمین نمیکند، اما دانستن این اطلاعات میتواند راهنمای خوبی برای تصمیمگیرندگان و کشاورزان باشد. بخشی از قوانین شوراها میتواند شامل محدودیتها و ممنوعیتهایی شود که برای نجات منابع آبی ضروری هستند. درست مثل قانون SGMA در کالیفرنیا، هدف باید نجات آبخوانها و جلوگیری از نابودی منابع زیرزمینی آب باشد. اگر آسیب به این منابع ادامه پیدا کند، ممکن است برای همیشه از دست بروند.
برخی اصول باید برای همه — چه کشاورزان مستقل و چه شرکتهای بزرگ کشاورزی — بهصورت قانون اجرا شود:
فرونشست شدید زمین ممنوع است.
افت دائمی سطح آب چاهها ممنوع است.
کاهش کیفیت آب ممنوع است.
ورود آب شور به سفرهها، بهویژه در مناطق نزدیک دریا، ممنوع است.
برداشت بیش از اندازهای که به محیطزیست آسیب میزند، ممنوع است.
برای اینکه این اصول بهدرستی اجرا شود، نیاز به نهادهایی داریم که با مشارکت خود مردم ساخته شوند و به آنها قدرت تصمیمگیری و نظارت داده شود. البته این شوراها میتوانند در چارچوب نهادهای محلی دولتی فعالیت کنند، ولی اگر مردم در آن حضور نداشته باشند، چنین ساختاری معنای خاصی نخواهد داشت. در دوران گذار ایران، اگر دوباره نهادهایی بدون نظارت و حضور مردم شکل بگیرند، ممکن است همان مسائل قبلی یعنی فساد و رشوهخواری تکرار شود و تلاشها برای نجات سرزمین بینتیجه بماند.
تجربه کالیفرنیا
یکی از مهمترین ویژگیهای قانون SGMA این است که مسوولیت مدیریت منابع آب زیرزمینی را به مردم هر منطقه سپرده است. طبق این قانون، در هر منطقهای که مشکل کمبود آب زیرزمینی دارد، باید یک گروه محلی به نام «نهاد مدیریت پایدار آب» (GSA) تشکیل شود. اعضای این گروه میتوانند از بین کشاورزان، اعضای شوراهای محلی، کارشناسان، و حتی گروههای مردمی یا بومی باشند. این گروهها باید برنامهای تهیه کنند که نشان دهد چگونه میخواهند در طول چند سال آینده، برداشت از منابع آب را کنترل کنند تا آب سفرهها تمام نشود. این روش بهخوبی میتواند در ایران هم اجرا شود، چون در کشور ما ساختارهای متمرکز، فاسد هستند و مردم به نهادهای دولتی اعتماد ندارند. اگر مردم هر منطقه، مخصوصاً کشاورزان و کارشناسان، خودشان مدیریت منابع آب را بهدست بگیرند، اعتماد بیشتری شکل میگیرد و کارها بهتر پیش میرود.
یکی دیگر از نکات مهم این قانون، شفافیت و دسترسی آزاد مردم به اطلاعات مربوط به منابع آب است. یعنی مردم باید بدانند سطح آب چاهها چقدر پایین رفته، چقدر آب برداشت میشود، و کیفیت آب چگونه است. این اطلاعات باید بهصورت شفاف در اختیار همه قرار گیرد. در ایران، متأسفانه اطلاعات منابع آب یا پنهان میشود یا به شکل غلط منتشر میشود. اگر سامانههایی طراحی شوند که مردم بتوانند وضعیت آب را خودشان ببینند یا حتی گزارش بدهند، مشارکت عمومی بیشتر میشود و تصمیمگیریها بهتر انجام میگیرد.
با اینکه این نهادها مردمی هستند، اما گاهی لازم است که دولت هم در کنارشان باشد. مثلاً اگر یک گروه محلی نتواند برنامهاش را درست اجرا کند یا مشکلاتی پیش بیاید، دولت باید وارد عمل شود و کمک کند تا مسیر درست طی شود. البته نقش دولت نباید دستوری یا دیکتاتورگونه باشد، بلکه باید نقش راهنما و پشتیبان را داشته باشد تا این شوراها به هدفشان برسند و منابع آب حفظ شوند.
مخالفتها، مقاومتها
ممکن است بعضیها فکر کنند که اجرای یک طرح بزرگ برای مدیریت آب، با استقبال همه روبهرو میشود و مردم همگی با آن همراه خواهند شد. اما تجربهای که در کالیفرنیا داشتند، چیز دیگری نشان میدهد. در آنجا، بعضی از کشاورزان بزرگ با اجرای قانون مخالفت کردند، چون نمیخواستند محدود شوند. همچنین، برای اجرای درست طرحها پول کافی وجود نداشت و در بعضی موارد، گروههای ضعیفتر و محروم اصلاً در تصمیمگیریها حضور نداشتند.
اگر بخواهیم در آیندهی ایران طرحی شبیه به کالیفرنیا اجرا کنیم، باید حتماً به عدالت اجتماعی فکر کنیم. یعنی مطمئن باشیم که همه مردم، از جمله کشاورزان کوچک، روستاییان، و زنان، در این برنامه سهم داشته باشند و کسی حذف نشود. نباید اجازه داد گروههای قدرتمند با نفوذ، مثل کسانی که قبلاً در سیستمهای حکومتی یا نظامی قدرت داشتند، این نهادها را در اختیار خودشان بگیرند.
برای اینکه این برنامهها موفق شوند، باید یک صندوق مالی هم درست کنیم. این صندوق میتواند در دوران گذار به اجرای طرحها کمک کند، مثلاً برای خرید چاههایی که باید تعطیل شوند، یا برای حمایت از کشاورزانی که ممکن است در این دوران درآمدشان کم شود. بدون این حمایتها، طرح به مشکل میخورد و مردم هم اعتمادشان را از دست میدهند.
و فراموش نکنیم که یک برنامه پایداری منابع آب زیرزمینی خوب باید در دوران گذار و بعد از گذار:
- شرایط واقعی را بهطور دقیق توصیف کند.
- دادههای قابل اعتماد و شفاف داشته باشد.
- اهداف مشخص و قابل ارزیابی تعریف کند.
- ابزارهایی برای اجرای سیاستها و برخورد با تخلفات ارائه دهد.
- نقش مردم و کشاورزان را در تصمیمگیری جدی بگیرد.
________________________________________________________________
آنچه میتوان از منابع مختلف در مورد قانون مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کالیفرنیا آموخت:
اگرچه این قانون جزئیات زیادی دارد، اما میتوان بخشهای کلیدی قانون را به شرح زیر معرفی کرد:
۱- تشکیل نهادهای محلی مدیریت منابع آب (GSAs): تشکیل نهادهای مستقل در هر حوضه آبریز (basin) که با افت منابع مواجه است.
این نهادها باید با مشارکت سازمانهای دولتی، کشاورزان، شوراهای شهری و سایر ذینفعان تشکیل شوند.
۲- تهیه برنامهی پایداری منابع آب زیرزمینی (GSP) :هر نهاد محلی موظف است برنامهای ۲۰ ساله تدوین کند که بر اساس آن حوضه تحت مدیریت خود را به حالت پایدار برساند.
۳- پایش و گرفتن گزارش از شهروندان: دادهها باید جمعآوری، تحلیل، و بهصورت شفاف در اختیار عموم گذاشته شوند. پایش سطح چاهها، میزان برداشت، و کیفیت آب اجباری است.
۴- نقش دولت: اگر نهادهای محلی در تدوین یا اجرای برنامه موفق نباشند، ساکرامنتو(دولت ایالتی) میتواند وارد عمل شود و برنامهای جایگزین اجرا کند.
۵- زمانبندی: الف- تا سال ۲۰۲۰: نهادهای محلی باید تشکیل شوند.
ب- تا سال ۲۰۲۲: برنامههای پایداری در حوضههای بحرانی تدوین و تحویل داده شود.
ج- تا سال ۲۰۴۰: پایداری کامل در برداشت و مدیریت منابع آب زیرزمینی باید حاصل شده باشد. پایداری در اینجا به معنای مقابله با عوامل زیر است:
Comentarios